گامی به سوی درک مکانیسم اعتیاد به سیگار

بر اساس یک کار پژوهشی که نتایج آن در شماره 27 جولای The Journal of Neuroscience منتشر شده است حذف یک پروتئین از سلولهای مرکز پاداش مغز (Brain’s reward center) اثر ضد اضطراب و لذتبخش نیکوتین را برطرف می کند. نیکوتین با اتصال به پروتئینهائی در سطح سلول های مغز به نام گیرنده نیکوتینی اثر خود را به جا می گذارد. در این تحقیق جدید ترزا مک گرانان، دکتر استفان هاینمن و دکتر بوکر از انستیتوی تحقیقات علوم زیستی سالک کشف کردند که حدف یک گیرنده نیکوتینی خاص از سلولهائی که در مغز دوپامین می سازند باعث می شود تمایل موشها برای نیکوتین کم شود. دوپامین ماده شیمیائی است که در پاسخ به «پاداش» آزاد می شود. موشهای مورد آزمایش کاهش رفتارهای اضطراب گونه ی پس از مصرف نیکوتین را هم نشان ندادند. یکی از دلائلی که سیگاریها برای سیگار کشیدنشان می آورند اثر ضداضطراب سیگار است. دکتر کنی پال می گوید این یافته ها نشان می هند آثار ضد اضطراب و پاداش گونه نیکوتین که تصور می شود در شکل گیری اعتیاد نقش دارند به یک گروه از سلولهای مغز بستگی دارند.

تحقیقات قبلی نشان داده بود بلوک کردن گیرنده های نیکوتینی آلفا چهار در ناحیه ونترال تگمنتوم (ventral tegmental area- VTA)  یعنی همان بخشی از مغز که در انگیزه، عواطف و اعتیاد نقش دارد، آثار پاداش گونه نیکوتین را کاهش می هد. از آنجا که گیرنده های نیکوتینی آلفا چهار در سطح چند نوع از سلولهای VTA وجود دارند مکانیسم ایجاد اثر لذت بخش نیکوتین روشن نبود.  

پژوهشگران برای به صفر رساندن اثر نیکوتین در مدارهای پاسخ به نیکوتین مغز جهشی در موشها ایجاد کردند که گیرنده آلفا چهار فقط در سلولهای دوپامین ساز حذف شود. موشهای فاقد این گیرنده ها در مقایسه با موشهای سالم وقت  کمتری را صرف جستجوی نیکوتین می کردند، مفهوم این یافته این است که گیرنده های آلفا چهار برای ایجاد اثر پاداش گونه نیکوتین لازمند.

دکتر مک گرانان می گوید کشف اینکه کدامیک از گیرنده های نیکوتینی دو اثر مهم ضد اضطرابی و پاداش گونه نیکوتین را میانجی گری می کنند ما را در درک فرآیند اعتیاد به نیکوتین یاری خواهد کرد و شاید بتوان راهی برای ترک اعتیاد یک میلیارد نفر که در جهان سیگار می کشند پیدا کرد. بیماریهای ناشی از مصرف تنباکو سالیانه بیش از 5 میلیون نفر را به کام مرگ می فرستند.

منبع:  http://medicalxpress.com/news/2011-07-protein-specific-brain-cells-blocks.html

 

 

  
نویسنده : فرزانه احمدی ; ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٥

نمک دوست دارید؟ از همنشینی با دوستان ناباب پرهیزکنید، شما مستعد اعتیادید!

علاقه به شوری یک  غریزه قدیمی است که سلول‏های عصبی درگیر در آن در هیپوتالاموس قرار دارند. هیپوتالاموس مرکز کنترل تعادل آب و نمک، متابولیسم وانرژی، رفتارهای تولید مثلی و ریتمهای شبانه روزی بدن است.یک تیم پژوهشی از مرکز پزشکی دانشگاه دوک و گروهی از دانشمندان استرالیائی کشف کرده اند ممکن است مواد مخدر سلولهای مربوط به علاقه به شوری و مسیرهای عصبی آنها را به تسخیر خود درآورند. تحقیقات این دانشمندان بر روی موشها نشان داده ژنهائی که در تمایل غریزی به مصرف نمک فعال می شوند همانهائی هستند که در صورت اعتیاد تحت کنترل کوکائین و مخدرهای شبه مورفینی مثل هروئین قرار می گیرند. دکتر ولفگانگ لایدکه ( Wolfgang Leidtke) - یکی از اعضای این تیم پژوهشی – می گوید ما از کشف اینکه مسدود کردن مسیرهای عصبی دخیل در اعتیاد به شدت روی علاقه به نمک اثر می گذارد شگفت زده شدیم، یافته های ما در پزشکی کاربرد وسیعی خواهد داشت، از درک اساس اعتیاد گرفته تا بررسی عواقب افزودن مقدار زیادی نمک  به غذاهای چاق کننده.

در این سری آزمایشها پژوهشگران با دادن یک داروی ادرارآور و یا هورمون ACTH که به عنوان هورمون استرس شناخته شده است و تخلیه ذخائر سدیم بدن تمایل به مصرف نمک را در موشها تحریک کردند و دیدند اینکار در سلولهای عصبی یا نورونهای خاصی در هیپوتالاموس تغییرات قابل توجهی ایجاد می کند، این نورونها بزرگ می شوند و ساخته شدن دو پروتئین در آنها افزایش می یابد، یکی از این دو پروتئینDARP-32 و دیگری ARC نام دارد. این نورونها بخشی از یک مدار عصبی قدرتمند هستندکه به محرکهای ایجاد کننده حس پاداش پاسخ می دهند. همزمان با افزایشDARP-32 و ARC میزان اورکسین هم در هیپوتالاموس بالا می رود. اورکسین در زمان کشف به عنوان یک محرک اشتها شناخته شد ولی بعداً روشن شد که در رفتارهای وابسته به اعتیاد هم نقش دارد. از طرف دیگر گیرنده دوپامینی 1 پروتئینی است که با اتصال به مولکول دوپامین در سطح سلولهای عصبی فعال می شود. یکی از آثار اتصال دوپامین به گیرنده خود در جانوران و از جمله انسان ایجاد یک حس قوی پاداش است. این حس را می‏توان شرطی کرد. در صورتی که این کار انجام شود حیوان یا انسان شرطی شده مایل است مدام کاری را که به رها شدن دوپامین منجر می شود تکرار کند. در صورتی که درموشهائی که برای خوردن نمک تحریک شده اند گیرنده دوپامینی 1 با دارو مسدودشود تمایل به خوردن نمک هم از بین می رود در حالیکه غریزه وابسته به خوردن نمک  یعنی تشنگی باقی می ماند. دکتر لایدکه می گوید اگرچه غرایزی مثل علاقه به شوری اساس ژنتیک دارند ولی می توان با یادگیری آنها را تغییر داد. وقتی برنامه ژنتیک فعال است تجربیاتی که بخشی از این برنامه هستند در الگوی کلی رفتار فرد نمایان می شوند.
بعضی از دانشمندان می گویند ممکن است اعتیاد به مواد مخدر مسیرهای عصبی یک غریزه را به کارگیرد. در این تحقیق نشان داده شده بررسی یک غریزه قدیمی مثل علاقه به شوری مسیرهای اعتیاد به کوکائین و مواد شبه مورفینی را روشن می کند. دخالت مسیرهای عصبی ریشه دار در غرایز قوی مثل علاقه به شوری می تواند یکی از عواملی باشدکه ترک اعتیاد را مشکل می کند. شاید به همین دلیل است که باید برای ترک اعتیاد یک جایگزین پیدا کرد؛ متادون برای هروئین و آدامس یا چسب نیکوتین  برای سیگار.

دکتر لایدکه می گوید در موشهای مورد آزمایش ده دقیقه بعد از خوردن محلول آب و نمک و قبل از جذب نمک از دستگاه گوارش علاقه به شوری از بین می رود. سوال این است که چطور میل به نمک قبل از جذب آن از بین می رود؟ به عقیده دکتر لایدکه زود دست کشیدن از نمک خواری برای موجود زنده یک امتیاز است. در بین حیوانات وحشی تمایل شدید برای خوردن نمک و بلافاصله دست کشیدن از آن و ترک محل باعث می شود حیوان به سادگی خود را در دسترس شکارچیان قرار ندهد. بر اساس نتایج کار این تیم پژوهشی وقتی تمایل به مصرف نمک به شدت در حیوان تحریک می‏شود بخش خاصی از هیپوتالاموس که به دوپامین حساس است تحریک می شود و با توجه به اینکه دوپامین در مغز ابزار پاداش است وقتی حیوانی که سدیم بدنش تخلیه شده شروع به نمک خوردن می کند با رهایش ناگهانی دوپامین حس پاداش برانگیخته‏ می شود. این نکته با کشف اینکه آثار موضعی دوپامین در بخش خاصی از هیپوتالاموس برای بروز رفتارهای غریزی ضروری است به اثبات رسیده است.

منبع: http://medicalxpress.com/news/2011-07-classic-instinct-salt-appetite.html

  
نویسنده : فرزانه احمدی ; ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۱